نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری کشوری که از طرفی اختیارات قانونی وبسط ید رییس جمهوراندک واز طرفی بنا به دلایل فراوان از جمله عملکرد غلط مسئولینی که رئیس جمهور ومدیران آینده میراث دار اشتباهات آنانند با مشکلات فعلی بسیاری مواجه است ودر صورت قرار گرفتن فردی بر مسند قوه ی اجرائی که به زعم کسانی که در نهادهای قدرت اند غیر خودی است مشکلات بالقوه ای در اثر ایجاد تنش و کارشکنی و سنگ اندازی آنان برمشکلات بالفوه او افزوده می گردد نوعی ایثار واز خود گذشتگی است.
در ایران که مسایل فرهنگی واقتصاد وورزش وعلم وبه طور کلی تمامی اموری که شایسته است منزه ازسیاست باشند پیوندی ناگسستنی با سیاست دارند وهمواره تصمیم گیری در این حوزه ها متاثر از مسایل سیاسی است وتمامی رویداد ها در این قالب ارزیابی می شود انتخابات ریاست جمهوری که به معنای حاکم شدن اندیشه ی سیاسی خاصی و به محاق رفتن دیگر صاحب نظران است اهمیتی حیاتی دارد ودر تمامی شئون کشور تاثیر گذار است .اگرچه هماهنگی در یک مجموعه جهت موفقیت ودستیابی به اهداف ضروری است واختلافاتی که منجر به فرسایش نیرو واز دست دادن زمان گردد مطلوب نیست اما به حاشیه راندن نیرو های غیر همفکر وامتناع از پذیرش طرح ها ونظرات سازنده ی آنان که استبداد رای تلقی می گردد ،موجب فرصت سوزی وهدر دادن سرمایه های ملی است.
مردم ما در سال های اخیر هزینه های سنگینی بابت رفتار های غیر مسئولانه وخودسرانه ی مقامت دولتی پرداخته اند واز دولت مهرورز بی مهری های فراوانی دیده اند و سرکوبگری ها وخفقان هراس آوری را در برخورد بادانشجویان ،زنان ،جوانان ،نهاد های مدنی ،مطبوعات واحزاب شاهد بوده اند وسپردن عالی ترین مقام وزارتخانه های کلیدی به افرادی دروغگو وبی سواد وبه قدرت رساندن اشخاص متمولی که ثروتشان قابل شمارش نیست را از دولتی شاهد بوده اند که قرار بود عدالت محور باشد وبالا رفتن بی رویه ی عدد خط فقر، گرانی وتورم مهار ناپذیر، افزایش رتبه ی ایران در فساد ورشوه خواری ،ناپدید شدن بیش از یک میلیارد دلار درآمد نفتی و خالی شدن صندوق ذخیره ارزی علی رغم درآمدهای نجومی نفتی را در دوران ریس جمهوری به نظاره نشستند که مبارزه با رانت خواری،مافیای نفت و فقرزدایی وآوردن پول نفت بر سرسفره ی مردم را شعارانتخاباتی خود ساخته بود.وبرقراری ارتباط با ونزوئلا ،بولیوی ،سوریه وقمر وقطع رابطه با کشور های صاحب نفوذ وتاثیر وشوراندن آنان علیه ایران و صدور چندین قطعنامه ی بین المللی بر ضد ایران در چند ماه اول روی کار آمدن دولتی به ثمر(!) نشست که سیاست خارجی دولت های قبلی را منفعلانه می نامید ویاسیاست خارجی فعال ومقتدرانه ی خود موجب انزوا وتحقیر ایران در جهان شد.
وحال این مردم پس از گذراندن یک دوره ی جانکاه وطاقت فرسا در معرض انتخابی دیگر قرار دارند انتخابی که به سرنوشت آنان گره خورده وبا این انتخاب باید فراتر وقبل از نام ها یکی از دو گزینه ی استمرار وضعیت موجود یا تغییر آن را انتخاب نمایند ودر مرحله ی بعدی در صورتی که به نتیجه رسیدند که وضع موجود شایسته مردم بزرگ وپر افتخار ما نیست به سوالی که شاید در اهمیت کمتر از سوال قبل نیست بپردازند وآن سوال از فردی است که توانائی وقابلیت اجرای این هدف را دارد.
از آنجا که تمامی مشکلاتی که در عرصه ی اجرا به طورعموم و در این چند سال به شکل خاص گریبانگیر کشور ما بوده است به چند معضل کلی باز می گردد شناسایی منشاء مشکلات درنیل به پاسخ سوال دوم در فرض دوم سوال اول اهمیت بسزایی دارد.
رییس جمهور اگرعملگرا باشد وبه جای بالا بردن توقع مردم با شعار هایی دست نیافتی که مصارفی انتخاباتی دارندودرآن ورای جلب آراء عاقبت اندیشی وتدبیری وجود ندارد برنامه ای عملی و واقع گرایانه را که در آن تمامی ظرفیت ها وموانع ومختصات دقیق شرایط سنجیده شده، برای پیش برد اهداف دولتش تنطیم نماید دچار سردرگمی و عدم ثبات مدیریتی نخواهد شد.
معضل دوم که در بسیاری از نابسامانی ها به شکل آزار دهنده ای خودنمایی می نماید متاثر بودن تصمیم گیری تمامی عرصه ها از جهت گیری و جناح بندی های سیاسی واعمال تنگ نظری هایی است که مانع از بهره مندی از تمام ظرفیت کشور در مقام طرح نظرواعمال آن ومحدود نمودن دایره مشاوران ومدیران می گردد که تالی فاسد های بسیاری بر آن مترتب است. صداقت،اعتماد به مردم واحترام به آنان که در رفتار دولتمردان نظیر ارایه اطلاعات درست،خودداری از ورود به حریم شخصی آنان و ولی نعمت دانستن آنان نمود می یابد نیز سرمایه های بزرگی است که عدم آن موجب ایجاد شکافی عمیق بین مردم ومسئولان می گردد.
مهندس میرحسین موسوی،مردی از تبار امام وشهدا،که عملگرائی شاخصه ی بارز آن ها بود پس از سال ها دوری ظاهری ازمسئولیت اجرائی وپس از آنکه چندین دوره که سیل درخواست ها واقبال چشمگیر اقشار مختلف پیروزی اورا قطعی می نمود به دلیل احساس عدم ضرورت حضور در انتخابات ازآمدن خودداری کرد اما اینک با تمامی مشکلاتی که به پاره ای از آن اشاره شد و نیز مخالفت افراد وجریان هائی که حضور غیر خودی ها را مانع منفعت طلبی وتاخت وتاز خود در عرصه های مختلف کشور اعم از مسایل اقتصادی و..می بینند به میدان آمده تا اشتیاق وشیفتگی به خدمت راپس از آنکه ثابت نموده بود تشنه قدرت نیست به نمایش بگذارد وبار دیگرفضای جامعه را با ترنمی صادقانه، بهشتی نماید وتجربه ی شیرین مدیریتش در بحرانی ترین سالهای پس از انقلاب از یک سو وتاکید فراوان بر برنامه ریزی واحیای مراکز برنامه ریزی نوید بخش باز گشت کشور به مسیر عقلانیت و خرد ورزی است.
تاکید براستفاده ی از تمامی ظرفیت های موجود کشور وخودداری از تغییر کامیونی مدیران که این مورد نیز موید به حسن سابقه ی میر حسین در دوران نخست وزیری اش است بیم از تغییرات زلزله وار مدیران وصدمه جدی جامعه از تصمیم های ناگهانی و خلق الساعه واستفاده از شیوه ی آزمون وخطا را از بین می برد.ودر پایان میرحسین دستاوردهای دوران مسولیتش را که خاطره ی آن از اذهان ملت پاک نخواهد شد متواضعانه مرهون فداکاری وتلاش واخلاص مردم می داند واز لزوم پاسداشت حریم مردم ،صداقت بامردم وانتشار شفاف اطلاعات سخن میراندوبر آنست که آب رفته را به جوی برگرداند.
+ نوشته شده توسط قلم زن در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت
23:15 |